جمعه 12 شهریور 1389

عکسهای یونس خوشگله - همین امشب

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :با فرزندمان ،

امید :  13 شهریور 1389 :

چندتا از عکسهای امشب یونس عزیزم رو روی سایت قرار میدم . ضمنا اینقدر جیغ زده امشب بیهوش شده و خوابش برده .میگن قلنجه چی بگم والا........

عکس    اول را در سایز بزرگ ببینید

عکس   دوم را در سایز بزرگ ببینید

عکس سوم را در سایز بزرگ ببینید


شنبه 6 شهریور 1389

یونس خوشگله در 34 روزگی

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :با فرزندمان ،

امید : 6 شهریور 1389 :

همین الان مامانینا از کرمونشاه زنگ زدن و گفتن چندتا عکس جدید از یونس بفرستین چون احسان فردا دیگه سیستمشو جمع می کنه و ما هم سریع عکسها رو گرفتیم و براشون فرستادیم و دلمون نیومد و گفتیم توی وبمون هم قرار بدیم  " بزنم به تخته ماشاالله خوشگل شده "

دانلود هر سه عکس در سایز بزرگ به حجم 3 مگابایت


چهارشنبه 3 شهریور 1389

یکماهگی یونس عزیمون مبارک + عکسهای جدیدش

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :با فرزندمان ،

  امید : 3 شهریور 1389 :

فردا ساعت 8:50 صبح یونس عزیزمون 1 ماهه میشه و این درحالیه که با حضور خودش زندگی کاملا متفاوتی رو در پیش روی ما قرار داده . یکماه گذشت و واقعا زود گذشت و ماهگردشو بهش تبریک میگم. راستی امروز پنپرزهاش از شماره یک به شماره دو یعنی 3 تا 6 کیلو تغییر کرد و خدارو شکر در عرض یکماه 1 سایز پنپرزهاش بزرگ شد .ضمنا 4 تا از عکسهای نازش رو در یک فایل ZIP واسه دانلود میگذارم که هم باکیفیته و هم در سایز بزرگ گرفته شده و امیدوارم عکسهاش واسه شما هم جذاب و دیدنی باشه :

دانلود هر 4 عکس به صورت فایل ZIP ( حجم تقریبی 3 مگابایت )


دوشنبه 1 شهریور 1389

خرید و ان یکاد واسه یونس جان

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :با فرزندمان ،

امید : 2 شهریور 1389 :

پریشب همینطوری چند تا سکه پارسیانی که واسه یونس برا دیدنش جمع شد و ارزش اونها 78000 تومان بود رو بردم طلافروشی محله و یه 15000 تومان هم روش گذاشتم و واسه یونس در واقع میشه گفت با پول خودش یه وان یکاد به همراه زنجیرش که جمعا 93 تومان شد خریدم و بهش هدیه دادیم از طرف دوتامون . البته آرزو خبر نداشت و از این بابت خیلی خوشحال شد . و ان یکاد رو قرار بود مادر خانم واسه یونس جان بخرن که خب بنا به دلایلی نشد و ما خودمون این کارو انجام دادیم. مبارکش باشه


یکشنبه 31 مرداد 1389

سومین حمام یونس از بدو تولد

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،با فرزندمان ،

آرزو :31 مرداد 1389 :

4 روز دیگه یونس گلم میشه 1 ماه و امروز بردیمش حمام البته ما که هنوز جرات نداریم تا حالا همش مامان بردش حمام.البته خودمم میرم کمک.از روزی که یونس به دنیا اومده این دفعه ی سوم بود که میرفت حمام خلاصه واسش برنامه گذاشتیم که هفته ای یه روز ببریمش البته تا هنوز نوزاده بزرگتر که شد بیشتر میبریمش تا همیشه دسته گل بمونه.اینقدر تو حمام ساکته و ارامش داره که دائم دوست داری بشوریش وقتی هم که از حمام میاد اینقدر خسته است که انگاری کوه کنده خداااااااا فداشششششش شممممم که اینقدر ماه و ناز شده البته از روز اول بوده مثل باباش چون یونس دقیقا شکل خود امیده و یه خرده چونه و گردی صورتش به من رفته.امیدم الان اومد پیشم گفته چیه دلت گرفته باز میخوای بنویسی؟؟آره از یه حرفش که همیشه میگه اونم اینکه مشهدی ها غریب کشن حالا تا حالا چیکارش کردیم که این حرفو میزنه نمیدونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگرم بحثی بوده فکر نکنم در حد کشتن بوده بگذریم حال و حوصله ی گله کردن و اینجور حرفارو ندارم


جمعه 29 مرداد 1389

چین و ماکائو سفر عید نوروز 1390

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،با فرزندمان ،سفرهامون ،

امید : 29 مرداد 1389 :

تقریبا 6 روز دیگه یونس عزیزمون یک ماهه میشه . یعنی 1 ماه حضور در میون خانواده . از تموم دوستانی عذر خواهی میکنم که عکسهای یونس جان بر رو.ی وب خراب شده بود و البته همین الان هر 3 عکسشو در سرور پرشین گیگ آپلود کردم و در سایت قرار دادم .

راستی برنامه مسافرت عیدمون رو هم چیدیم و اگه خدابخواد و بشه و شرایط عوض نشه انشاالله عید نوروز ابتدا به چین ( شانگهای - پکن - گوانجو ) و بعدش هم از اونجا به کشور ماکائو خواهیم رفت ( 15 روزه ) . البته انشاالله..........


تعداد کل صفحات: 9 1 2 3 4 5 6 7 ...