پنجشنبه 7 آبان 1388

پست ویژه از پاتایا سیتی

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :ایام خاص ،سفرهامون ،با شما ،

امید : 7 آبان 1388 :

سلام می کنم به همه هموطنان عزیزم به همه دوستانی که مارو حمایت می کنن. به بیژن ، راحله عزیز ، صبا و یوسف و..... ازتون ممنونم که همیشه در کنار ما هستید و دلگرم ما برای ادامه راه بزرگ و پروژه 871007 . جاتون واقعا خالیه . امشب در هتل پاتایامون تصمیم بر این گرفتیم از سرویس اینترنت به مدت 30 دقیقه استفاده کنیم تا با شما دوستان خوش و یشی داشته باشیم. امیدوارم هر کدوم از شما عزیزان به زودی بتونید تجربه سفری زیبا رو به این کشور یعنی کشور لبخند داشته باشید. واما متاسفم برای وجود افرادی که از ته وجودشون دارن می سوزن و می بینن زوج هایی مثل ما وجود دارند که همیشه شاد و خوش بخت هستند . واز تمام وجودشون به من و همسر مهربونم توهین واراجیف ناپسند می بندن. به قول آرزو که یه پا روانشناسه ، اینها تنها غقده های درونی یه سری افراد به خصوص خانم البته بهتره بگم ناانسان سارا که بد به ماگفته بودن، می باشد . البته حتما ایشون خودشون در تایلند تجربه درآمدزایی از راه .... داشتند که به ما این توهین ها رو گفتن. بی خیال . حیف وقتی که برای چنین افرادی بخوایم حروم کنیم. بازهم از تمامی دوستان و همراهانموم تشکر ویژه رو داریم.ضمنا آرزو هم سلام گرم می رسونه . انشالله شنبه صبح در ایران و سپس حداکثر تا 15 آبان که مهلت برای قرار دادن سفرنامه داشته باشیم به خدمتتون خواهیم رسید. سفرنامه کامل و جالبی رو از ما خواهید دیدو البته اینبار با این تفاوت که از تمامی مکانهایی که در اون توضیح دادیم ، عکسهایی زیبا واستون قرار خواهیم داد. خب همتون رو به خدای مهربون می سپارم و براتون آرزو می کنم روزهای خوبی رو در پیش داشته باشید.فعلا


چهارشنبه 29 مهر 1388

خداحافظ تا 12 آبان پایان مسافرت

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،با شما ،

امید و آرزو : 29 مهرماه 1388 :

امروز غروب رفتیمو بقیه پول تور رو دادیم ( 780000 تومان ) و بلیط های تهرانمون هم گرفتیم و قرار بر این شد که پاسپورت و بلیطها و.... تایلند هم به ادرس دایی مامان آرزو در تهران تحویل شه. فردا بعد از ظهر هم پرواز تهرانه و شبش تا جمعه ظهر خونه دایی رسولم هستیم و جمعه ظهر تا زمان پرواز که شنبه صبح هستش میریم خونه دایی نور ( دایی مامان آرزو ) . اومدیم یه خداحافظی کنیم و بگیم ما 10 آبان برمی گردیم و تا  اون موقع دقیقا عین سفر مکه و مدینه و دبی سفرنامه همون رو کامل می نویسیم . مثل سری های قبل لب تابمون رو می بریم و سفرنامه رو عشقه و این سری قصد دارم کلی عکس توی وب از اونجا بگذارم .خب تا پایان سفرمون از همگی خداحافظی می کنیم . راستی مجتبی عزیز گفته بودی که یه تلفن مدل عالی می خوای و من بلفن بی سیم پاناسونیک اصل ژاپن که 130000 تومان قیمتشه بهت پیشنهاد می کنم که مالزیایش تقریبا 70000 تومانه. خب از همگی خداحافظی می کینم و منتظر سفرنامه ما تا حداکثر 15 آبان باشید . فعلا خدانگدارتون


امید : 28 مهرماه 1388 :

این هفته هم گذشت و فردا چهارشنبست.امروز هردومون مرخصیامون رو نوشتیم و تقریبا 10 روز مرخصی گرفتیم.بعد از ظهر هم رفتیم 1400000 تومان ( 1100000 تومان پول خودمون و 300000 تومان هم آقا جعفر از دوستام به ما پول داد که واسش چیزی که خواسته بیارم ) دلار گرفتیم و 1400 دلار شد و در واقع هر دلار رو 995 تومان خریدیم.دیروز هم یارو رو آوردیم و یه رسیور آی کلاس به مهمراه 4 جهت ماهواره یعنی هاتبرد ، عرب ، اینتل ست و اروپا رو گرفتیم  و باور کنید 200000 تومان ازمون گرفت.انشاالله به زودی هم یه سری عکس دیگه روی سایت می گذاریم .

ضمن اینکه دوستانی که هنوز نظر می ذارن و ما رو سرزنش می کنن به خاطر گذاشتن عکسهامون ، اینو باید بدونین ما راهمون رو ادامه میدیم و اگر در کنار ما بودید ما کوچیک شما هستیم و در غر اینصورت بازهم ما کوچیک شما هستیم. دوستانی نظیر صبای عزیز و راحله جون در جواب کار ما مطالبی رو نوشتن که با مراجعه به نظرات می تونید برید و بخونید و شمایی که مخالف کار ما بودید دیدگاهتون رو عوض کنید.....بازهم ممنونم


یکشنبه 26 مهر 1388

از کجا شما رو میشناسیم که بخوایم کلاس بذاریم ؟؟؟؟؟

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :با شما ،

امید : 26 مهرماه 1388 :

نمی دونم چی بگم والا . اینکه شما دوست عزیز میگی می تونستی یکمی وسایل خونه رو ارزون بخری و بقیه رو به فقرا بدی ، در جوابتون باید بگم ببین دوست عزیز ما این وبلاگ رو از اول به قصد نوشتن تا پایان زندگیمون که مرگ دوتامونه بوده و در واقع ما هرعکس و حتی در آینده فیلمی که می خوایم از خونمون بگذاریم و .... همه و همه برای اینه که در آینده یعنی بعد چند سال نیاز به این نباشه بریم چند رو بگردیم و توی آرشیو عکسهامون و فیلمهامون اینهایی که توی سایت می گذاریم رو پیدا کنیم و در واقع یه منبع عالی و همیشگی از زندگی و بخشی از فیلم ها و عکسهامون داشته باشیم....ضمن اینکه من و آرزو  نیازی به نظر شما دوست عزیز در این مورد نداریم و این وبسایت یه سایت شخصیه و شما می تونی فقط بخونی نه اینکه آدمو از بابت هدفش دور کنی ... ضمنا شمایی که گفتی ما به نوعی خود نمایی می کنیم باید بگم من و آرزو اگه قیمت هی جنس هایی که خریدیم و.... ا و نوع مسافرت ها و.... رو کامل شرح میدیم ، فقط به این منظوره که در آینده یادمون باشه و قیمت ها رو با اون موقع بسنجیم و الا حداقلش اینکه از کجا شما رو می شناسیم که بخوایم واستون همه چیز رو شرح بدیم و کلاس بذاریم . واقعا که خیلی جالبه ...........

ضمنا ازصبای عزیز هم مثل همیشه برای محبتهاش و مرامش تشکر می کنم و نظرش رو در ارتباط با کار خودم ( قرار دادن عکسها و ... ) که خداوکیلی کاملا درسته و قصدو نیت من کلاس و.... نیست رو می گذارم و به خاطر فهم و درک بالای ایشون ازشون بازهم تشکر می کنم :

درود به دوستان عزیزم
ابتدا اینکه مایلم این جو عوض بشه . تو این وب لاگ تا دیدیم محبت و صمیمیت دیدیم . رو همین حساب این جو رو من به شخصه نمی پذیرم. اما چی میخوام بگم؟
اول اینکه از اون دسته از دوستانی که به فکر زوجهای جوانند نهایت تشکر رو دارم .... اما .... همه ما کم و بیش امید و آرزو رو می شناسیم . فراموش نمی کنم دلسوزی های آرزو رو . از یاد نمی برم مشاوره های امید رو . ما این دو رو خوب می شناسیم . اگر امید هم درست یا نادرست عکس های وسایل رو میزاره و یا از مسافرت می گه دلیلش اینه که ما رو از خودش می دونه ، با شناختی که از این دو دارم من به شخصه ایرادی به حرکاتشون نمی گیرم . این حرکت امید به هیچ عنوان خودنمایی نیست . منم مواجبی دریافت نمی کنم که از این دو دفاع کنم ، حرف دلم رو می زنم .
دوم اینکه اگه یک زوجی با دیدن این عکسها یه طوریش بشه . قطعا اگه بیرون می رند باید چشماشونو ببنده . چون توی خیابون لوازم خانگی فروش هست ، مبلمان فروش هست و ... و همچنین توی خونه اطرافیان هم اسباب و اثاثیه دیگران منجر به آزارشون می شه . پس بهترین کار واسه یه زوج اینچنینی اینه که با واقعیت کنار بیان و برای ازدواج اندکی تامل کنند که عقلا هم پسر وضعیت شغلیشو بهتر کنه و پس انداز کنه و هم دختره پس انداز کنه و یا حتی شاغل بشه . چه عیبی داره ؟
امیدوارم گستاخی من رو ببخشید ، بنده به عنوان کوچکترتون تنها دیدگاهم رو بیان کردم .
به امید خوشبختی تمامی جوانان ...


یکشنبه 26 مهر 1388

خودنمایی برای ما بی معناست !!!!

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :با شما ،

امید : 26 مهرماه 1388 :

یه سری از دوستان توی قسمت نظرات گفته بودن لطفا عکسهارو پاک کنید چون ممکنه کسی دلش بخواد و ..... اما باید بگم که این وبلاگ یه وبسایت شخصیه و در واقع بایگانی خاطرات و روزشمار من و آرزوئه و دوستانی هم که میان و نظر میدن محبت خودشون رو می رسونن و هیچ خودنمایی مبنی بر نشان دادن وسایل خونه و.... نیست . امیدوارم روزی برسه همه جوونا جهاز ووسائل خونشون 100 ها برابر بهتر از ما باشه.....


چهارشنبه 22 مهر 1388

جواب به شما در مورد زندگیمون

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :با شما ،

امید : 22 مهرماه 1388 :

یکی از بچه ها کلی در مورد ما براش سوال پیش اومده بودکه می خوام جواب بدم : خدمتتون عرض کنم من و آرزو باهم اصلا مشکل نداریم و اگه کل کلی هم هست در واقع اگه نباشه خیلی جالبه چون تا این کل کلا و مشکلات ریز نباشه هیچ وقت خوشی ها معلوم نیست . در ادامه باید بگم ما قراره هفته آینده ماه عسل بریم تایلند و بعدش مستقیم بریم سر خونمون و اینکه در حال حاضر من چون از کرمونشاه اومدم این مدت عقد مهمون خونواده آرزوی عزیزم بودم. در مورد کلیپ و فیلم عروسی هم باید بگم اونها همه مربوط به روز عقد و مراسم عقد ما در 20 اسفند 1387 بودش.


تعداد کل صفحات: 9 ... 2 3 4 5 6 7 8 ...