تولدت مبارک امید جان
آرزو : 24 تیر 1389 :
امید جانم روز 24 تیر روز تولدت رو بهت تبریک میگم و امیدوارم سال آینده در کنار فرزند یکسالمون تولدت رو دور هم جشن بگیریم و منتظر شیم تا تقریبا 10 روز دیگش تولد یونس رو جشن بگیریم. امشب واسه امید عزیزم یک تیشرت بسیار خوشگل خریدم و تولدش رو اینطوری تبریک گفتم . ضمنا مامان و بابا هم یک ربع سکه به امید هدیه کردن . امید هم محبت مادر و پدرم رو بی چواب نگذاشت و ما رو به همراه دایی علی به پیتزا .... برد و همه رو پیتزا و .... میهمان کرد . مورد جالب اینکه زمانی که صاحب رستوران به درخواست بابا می خواست ازمون عکس بگیره امید بهش گفت تولد منه و عکس منو بزرگتر بگیر که معلوم باشه و اونا فهمیدن این مورد رو و اسه امید سریعا یه شیشه ادکلن جیبی واسش تهیه دیدن و بهش هدیه دادن . ازشون ممنونیم . خلاصه اینکه امید جان تولدت مبارک و دوستت دارم ............
تاریخ زایمان آرزو مشخص شد
امید : 24 تیرماه 1389 :
امروز بعداز اینکه نزد دکتر واسه کیسه صفرای آرزو رفتیم نزد دکتر خودش رفتیم و خب با توجه به مشکل به وجود اومده تاریخ 4 مرداد یعنی شب نیمه شعبان رو تاریخ زایمان آرزو قرار داد و خب انشاالله یونس عزیزمون شب نیمه شعبان پا در این جهان خواهد گذاشت و سرفصل جدید و نوی دیگری در زندگی ما رقم خواهد خورد . یونس عزیزم و پسرم ( یه جوری میشم میگم پسرم آخه اولین بارمه ) من و مادرت منتظرت هستیم و عاشقانه دوستت داریم و برای در آغوش گرفتنت لحظه شماری می کنیم............
متاسفانه کیسه صفرا ....
امید: 24 تیرماه 1389 :
پریشب برای آخرین بار با آرزوی عزیزم به سونوگرافی رفتیم و خداروشکر آقا یونس کاملا سالم و سلامت بودن ولی متاسفانه آرزوی عزیزم دچار کیسه صفرا چون و سنگ هایی در کیسه صفراش مشاهده شده که خب متاسفانه موج ناراحتی رو در خونه به وجود آورد . همه خیلی ناراحت شدن مخصوصا من اما واقعا میگم چون خودشم الان اینجاست و اگر میبینه اصلا به رو نمیارم مطمئن باشه صرف اینه که نمیخوام نگرانیشو زیادترکنم . خلاصه ایتنکه امروز نزد دکتر رفتیم و قرار بر این شد که اگر خداییی نکرده یکبار دیگه درد صفراوی به سراغ آرزو اومد باید به بیمارستان بریم و زایمان و عمل کیسه صفرا باهم انجام بشه و امیدوارم که این مورد به وجود نیاد .اگرهم انشاالله مشکلی به وجود نیومد یکماه بعد از زایماتن می بایستی عمل کنه . ضمنا خدارو شکر هزینه عمل صفراوی رو بیمه تکمیلی کامل پرداخت می کنه و از این بابت خدارو شکر ........ آرزو جون مطمئن باش هیچ مشکلی به وجود نمیاد وبه سلامت هم زایمان می کنی و هم کیسه صفرا رو عمل خواهی کرد . انشاالله .....
دامین www.871007.com تمدید شد
امید : 19 تیر 1389 :
تقریبا بعد از 7 روز از انقضاء وبسیاتمون مجددا اونو تمدید کردیم و شما عزیزان می تونید به زودی از طریق وبسایتمون به ما سر بزنید .
امروز صبح مامانینا به سمت کرمونشاه به راه افتادن و خب این تقریبا 5 روزی که اینجا بودن واقعا به هممون خوش گذشت . پدر و مادر آرزو هم زحمت کشیدنو اونها رو دیروز نهار دعوت کردن و واقعا دستشون درد نکنه .خدا رو شکر امیرحسین داداشم هم که مشکوک به پولیپ و کولیت روده بود پس از انجام آزمایشهای متعدد در بیمارستان رضوی مشخص شد امیرحسین هیچ مشکلی نداره فقط و فقط یه مقدار خودش خودشو از تفریحاتش دور کرده چون اون بچه های که همش درس می خونه و خودشو با این چیزا مشغول کرده . بنده خدا کلی باهاش صحبت کردیم و قرار بر این شد تغییراتی رو در امورات و تصمیم گیری های زندگیش به وجود بیاره . راستی اون فقط 18 سالشه .... جاشون خیلی خالیه . انشاالله به سلامت برسن و همیشه خوش و خرم باشن.....
راستی رویا خانم از اینکه با ما همراه بودید تشر . در مورد تایلند هم من تموم مسایل ممکن رو در سفرناممون نوشتم و شما می تونید به قسمت سفرهامون برید و اونو کامل مطالعه کنید و مطمئن باشید نتیجه می گیرید . امیدوارم تایلند به شما و خانواده گرامیتون خوش بگذره ........
سفر فوریتی مامانینا به مشهد + خرید آنتی ویروس Bitdefender
امید : ۱۵ تیر ۱۳۸۹ :
دیروز ظهر بود که مامانینابه مشهد اومدن و واقعا واسمون عجیب بود چون هنوز تقریبا ۲۰ روز دیگه تا زایمان آرزو جون مونده و اما اونها بیشتر برای امیر دادشم اومدن چون بنده خدا یه مقداری کولیت داره و این کولیت اونو خیلی ضعیف کرده . دیشب خونه ما خوابیدن و تا امروز بعد از ظهر خونه ما بود و بعد از اون به خونه سمیرا رفتن . الان هم دارم از پیش اونها میام چون یه سری بهشون زدم .
راستی یه آنتی ویروس سکوریتی ۲۰۱۰ Bitdefender اکانت یک ساله سه نفره خریدیم که یکیشو احسان واسه سیستمش برد و من هم ۲ تای دیگه رو واسه لب تاب و سیستم خونه قرار دادم که البته این آنتی ویروس یکساله رو ۴۵۰۰۰ تومان خریدیم و به نسبت ......
راستی از دیروز درگیر لوله باز کردن و باز کردن راه آب آشپزخونه بودیم و شاید دیگه درست شده ..... ضمنا از همه دوستان مخصوصا سایه و غزاله و .... بابت نظراتشون تشکر می کنم .
مرخصی زایمانم شروع شد
آرزو :۱ تیر ۱۳۸۹ :
دیروز رفتم دکتر چون جواب ازمایش و سونوگرافی رو بردم واسه تاریخ زایمانم.سونوگرافی اینقدر صورت بچه رو واضح نشون داد که خوده دکتر رضایی مونده بود.با تعجب گذاشته بود رو صفحه مانیتور و همینجور داشت نگاه میکرد که متوجه ورود مریض بعدی نشد.بعدشم عکسشو واسم پرینت گرفت و بهم داد.وای که چقدر همه با این عکس ذوق کردن که رفتیم خونه عزیز دنبال مامان همه به این نتیجه رسیدن که یونس شبیه به امیرحسین برادر من میده.به نظر منم خیلی خوشگل بود خلاصه منو امیدم کلی ذوق کردیم.بعدشم رفتیم دکتر و چون ۱ ماه مونده بود به زایمانم و اداره رفتن واسم سخته خونه نشین شدم تا تاریخ اول دی ماه دیگه صبح ذفتم گواهیمو بردم اداره و خداحافظی از همکارا و یه خرده هم دلم گرفت اما راحت شد تو این هوای گرم.
شنبه ۵ تیر ماه روز مرده منم میخواستم واسه امید شلوار لی بخرم اما با پیشنهاد من امشب رفتم و کادو روز مردو واسش خریدم میگفت ۵۲ تومان اما با تخفیف ۴۵ تومان بیشتر ندادم.دوست داشتم بیشتر از اینا بخرم ولی شرایط طوری نبود که بتونم بهتر از این بخرم.در هر صورت مبارکت باشه.
از دست امید هم یه خرده عصبانی هستم البته با خودم عهد بستم دیگه به نماز خوندن امید اصلا کار نگیرم خودش بهتر میدونه چرا؟؟؟؟؟؟؟و یه خواهش دیگه هم ازش دارم که حساب کتابی نباشه تو زندگی مثلا اگه یه قدم واسه یه نفر از لحاظ مالی بر میداره ۱۰۰ بار نگه چون واقعا من حرص میخورم و اصلا از این اخلاقها خوشم نمیاد.امیدوارم این حرفو به بحث امشب که مربوط به حامد بود ربط نده.به نظر من اگه ادم کاری انجام میده دیگه اصلا نباید بگه اگرم میخواد بعدش یادش بمونه و تقی به توقی خورد بگه بهتره اون کارو انجام نده.این نظر منه. امیدوارم امید هم این اخلاقشو بذاره کنار که واقعا خوشم نمیاد.خواستم بهش بگم گفتم شاید بحثی بینمون پیش بیاد طبق معمول وب رو ترجیح دادم.
امید دوست دارم اگه دوست نداشتم هیچ رفتارت واسم مهم نبود.
