نذر امام حسن مجتبی (ع)
امید : 16 شهریور 1388 :
اگه اشتباه نکنم 2 روز گذشته بود که تولد امام حسن مجتبی (ع) بودش. میگن هرکی نظر کنه و از ایشون چیزی رو بخواد بی نتیجه نمی مونه و به خواسته هاش می رشه. مادرم پارسال واسه من پیش خودش نظر کرده بود که من سال آینده تا زمان تولد این حضرت سروسامون گرفته باشم و متاهل شده باشم و مسیر زندگیم مشخص شده باشه. که الحمدالله این چنین شد . بنده خدا یه ربع سکه نظر کرده بود که داداشم احسان زحمت کشیده بود و نظر مادر رو ادا کرده بود و ربع سکه رو واسه خیریه به جای من از کرمونشاه داده بود . دستش درد نکنه و مطمئنا واسش جبران می کنم.من هم دیروز 2 تا سکه تموم بهارآزادی نظر کردم که انشاالله تا سال آینده تا موقع تولد امام حسن مجتبی هم خونه خریده باشیم و هم یه ماشین زیر پامون باشه .انشاالله که همینطورم بشه و خدا رو بابت همه چی شکر می کنم.
امروز 2080 نفر بازدیدكننده داشتیم
امید : 15 شهریور 1388 :
الان آرزو در كنارمه و یه چیز فوق العاده جالب دیدیم . امروز شنبه تا این لحظه آمار بازدید سایتمون 2080 نفر بوده
خیلی جالبه . امیدوارم كه روز به روز رونق بگیره سایت.
قولك رو شكستیم
امید : 15 شهریور 1388 :
یادتونه قولكی كه گفتیم با آرزو خریدیم و تموم پول خردهای اسكناسی رو داخلش می ریختیم ؟تقریبا بعد 2 ماه دیروز به دلیل كوچیك بودن و پر شدنش اونو شیكستیم و قرار بر این شد یه قولك بزرگ كه بشه داخلش سكه هم ریخت بخریم . داخل قولگ 53400 تومان جمع شده بود . به نسبت خوب بود . از پولش 2 تا كارت شارژ گرفتیم و بقیه واسه آژانس آرزوی عزیزم 
راستی آقا مجتبی جان امیرحسین برادر آرزوئه كه سوال كرده بودی.
بالاخره نتایج ارشد هم اعلام شد
آرزو :13 شهریور 1388 :
دیروز یعنی 5 شنبه ساعتای 12 از محل کارم اومدم امید گلم هم 40 دقیقه بعد از من اومد با یه گوشی که :
از کرمانشاه واسه من فرستاده بودن از این گوشیای که 2 سیم کارت میخوره و تلویزیون داره خلاصه خیلی قشنگه منم ظهرزنگ زدم ازشون تشکر کردم .چون روزه بودم داشتیم با امید میخوابیدیم تا افطار که یکی از دوستام sms زد گفت نتایج ارشدو زدن خلاصه امید اطلاعات منو وارد سیستم کرد اما از نتایج نتیجه ای نگرفتیم البته خودم میدونستم چون امتحانم همزمان با مراسم عروسیمون بود و از همه مهمتر رشته بی ربط شرکت کردم من رشتم روانشناسیه اما چون مشهد این رشته رو نداشت و منم فقط مشهد میخواستم مجبور شدم حقوق جزا و جرم شناسی شرکت کنم و اصلا هم نخوندم خوب معلومه نتیجه هم همین میشه
.راستی 11 شهریور تولد امیرحسین بود که منو امید بهش 100000 تومان دادیم البته قبل از 11 شهریور.
امروزم چهاردهمین روز ماه مبارک رمضانه که تا امروز 5 تا روزه نگرفتم البته سرماخوردگیم بهتر شده و از فردا میگیرم اگه خدا توفیق بده.نمیدونم چرا همه چی تو این پست یادم اومده که بگم :اذین هم واسه تولدم به تستر اورد اومد اداره البته 13 مرداد که تولدم بود نه تو شهریور بود که اومد حالا دقیق یادم نیست.پاشم واسه افطار امیرحسین و امید یه چیزی بذلرم چون مامان بابا جایی دعوتن و میخوان برن.
ابراز تاسف از زنده بودن برخی افراد
امید : 12 شهریور 1388 :
نمی دونم چی بگم اما ابراز تاسف خودمو برای وجود برخی از افراد بی شخصیت و آشغال دارم که در قسمت نظرات با بیان برخی الفاظ درون و ماهیت کثیف خودشون رو نشون میدن. با توجه به بی جنبه بودن برخی از افراد و پیشنهاد راحله خانم عزیز منبعد نظر شما دوستان پس از تایید ما در وبسایت چه در میهن بلاگ چه در سایت و چه در بلاگفا قرار میگیره . متاسفم برای وجود چنین افرادی ......
بازهم اشتباه کردم
امید : 11 شهریور 1388 :
بی مقدمه میگم روز گذشته بین من و همسرم آرزو بحث هایی نسبت به بچه دار شدنمون در آینده پیش اومد و من ابراز ناراحتی کردم از بچه دار شدن حتی تا پایان عمرمون. بگذریم دیشب آرزو خوابهای بدی برامون دیده که محتواش این بود بنا به دلایل ناشکری من ممکنه خدا هیچوقت بچه بهمون نده . امروز صبح از خدا معذرت خواستم و توبه کردم و فردا شب هم میرم حرم و از خدا معذرت می خوام .گفتم خدایا هرچی خودت صلاح می دونی .
