چهارشنبه 21 مرداد 1388

فقط 1 ساعت دیگر تا مادر و پدر بودن

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :با فرزندمان ،

امید : 21 مرداد 1388 :

چند روزیه كه آرزو مدام میگه همش حالم بده و در واقع حالت تهوع داره . اینه كه من و مامانش یه فكرای خطری اومده تو ذهنمون و واسه اینكه خیالمون راحت شه كه آری یا نه ؟ منظورم بچست دیگه بابا. آره الان رفتیم دكتر و براش یه آزمایش نوشت و رفتیم آزمایشگاه و با دادن آزمایش خون قرار بر این شد تا ساعت 18:30 عصر همه چی مشخص شه !!!!!!! یعنی آری یا نه ؟ حالا اینكه من و آرزو اومدیم یه شرط بندی كنیم و نظرامون رو بگیم . اگر من درست گفت آرزو باید سر برج از حقوقش یه هارد اكسترنال 1 ترابایتی تا 120000 تومان بگیر و اگر اون درست گفت من باید سر برج با حقوق خودم واسش یه زنجیر و تو گردنی 871007 واسش بخرم

آرزو میگه : نه

امید میگه : آری

تا شب كه نتیجه رو واستون بزنیم بای بای....... 


سه شنبه 20 مرداد 1388

یك روز از روزهای زندگی

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،

آرزو :20 مرداد 1388 :

2 روزی بود كه من و امید به محل كارمون نرفته بودیم و امروز بعد از 2 روز رفتیم كه واقعا حس كار نبود.روز اول به خاطر این بود كه ساعت 4:45 صبح همه خوابیدیم بنا به دلایلی (حامد و نیكو.... ) و روز دوم هم همینجوری نرفتیم البته امید هم تو خونه كار داشت .امید گلم امروز یه پست داده كه روز به روز عشقش بیشتر میشه به خدا منم همینجورم.تا زمانی كه ازدواج نكرده بود به عشق قبل از ازدواج اعتقاد داشتم اما از زمانی كه ازدواج كردم به این نتیجه رسیدم عشق فقط بعد از ازدواج بلكه بیشتر میشه و كمتر نمیشه.زمانی كه مجرد بود اصلا تو باورام نبود بتونم یه نفرو تو زندگیم دوست داشته باشم بشه همه كسم و از همه مهمتر عاشقش بشم.الانم من امیدو دوست ندارم بلكه عاشقشم به خدا چرت و پرت و غلو نیست یه واقعیت زندگیست.امیدوارم همیشه همینجور باشیم و عشقمون روز به روز بیشتر بشه.


سه شنبه 20 مرداد 1388

لحظه به لحظه عشقم بیشتر میشه

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،

امید : 20 مرداد 1388 :

الان دارم از محل کارم پست میدم. گفتم یه پست سریع السیر بدم و بگم آرزو جان دوست دارم به اندازه تمام دنیا عزیزم . راستی اینم بگم دست بابای آرزو جون درد نکنه که واسه تولدش بهش یه گوشی 8800 نوکیا داد. همچنین این روزها سرمون خیلی شلوغه . حالا بعدا میگیم چراشو؟

فقط واقعا خدارو شکر بابت همه محبتهاش .مخصوا بایت همسر عزیزم ازش ممنونم که همه زندگیمه


دوشنبه 19 مرداد 1388

گوگل Translate

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :آموزش ،

امید : 19 مرداد 1388 :

سلام  ! امروز کد مترجم گوگل رو براتون اماده کردیم همانطور که میدونین چند وقته به لیست زبان های گوگل زبان فارسی اضافه شده  به نظرمن که تحول عظیمیه در وب فارسی هست حالا اون هایی که دیدن که هیچ اما اون هاییی که ندیدن حتما برن یه سری بزنن چیزی فوق العاده ای !!

شما میتونید با گذاشتن این کد در وبلاگتون ان را به 36 زبان دنیا ببیند!! تعجب کردین!

     


شنبه 17 مرداد 1388

مشاوره با معصومه و جواب فرشته جون

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :مشاوره ،با شما ،

آرزو : 17 مرداد 1388 :

معصومه عزیزم سوال و در واقع مشاوره ای داشتن و خواسته بودن در وب مطرح نشه و من جواب كامل و تقریبا 15 سطری خودمو به ایمیلتون ارسال كردم و امیدوارم موفق باشید. این روزها ایمیلهای یاهو دارای مشكل شده اگر چیزی دریافت نكردی بگو بازم برات سند كنم . در جواب فرشته خانم هم كه رمز پست های رمزدار رو خواسته بودند باید گفت من و همسرم این قسمت رو برای مسائل شخصی و غیر وبلاگی خودمون گذاشتیم . موفق باشی عزیزم


جمعه 16 مرداد 1388

سلام به رضوان عزیزم

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :با شما ،

آرزو : 16 مرداد 1388 :

سلام می كنم به رضوان عزیزم . الان اومدم دیدم ازم گله مند شدی اما باور كن من سوالی ازت ندیدم توی نظرات حتی قسمت خصوصی كه بخوام جواب بدم . فقط یه جا الان دیدم توی چند پست پیش گفته بودی آرزو كجایی ؟ شاید درست بگی گلم بالاخره باید جواب می دادم . من ازتون عذر می خوام.خدمتتون عارضم یه چند وقتیه مشغول كارهستم و در غیاب من امید كارای سایتو انجام میده. اگه كاری سوالی داشتی دوست خوبم من همیشه در خدمتتم.........

 


تعداد کل صفحات: 7 1 2 3 4 5 6 7