شنبه 22 فروردین 1388

سفر نوروزی دبی و هزاران ....... روز پنجم و ششم

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :سفرهامون ،

  ادامه سفر نامه دبی

 روز پنجم - دوشنبه 17 فروردین 1388 :

دیگه روزهای آخری بود که توی دبی بودیم . امروز هم مثل روزهای دیگه به رستوران هتل رفتیم و صبحانه رو خوردیم و بعدش هم به دی تو دی رفتیم تا واسه مادر خانوم یه سی دی اورجینال هایده بخریم که البته آلبوم تار بزنش رو واسش خریدیم.یه تنباکوی کاپو چینو و ذغال مخصوص قلیون هم واسه برادر خانوم خریدیم. بعدش به خونه اومدیم و تا ساعت 6 بعد از ظهر از فرط خستگی خوابیدیم.بعدش هم گفتیم بریم پیاده روی چون پولامون تقریبا ته کشیده بود و نزدیک 100 هز ار تومان واسه فرودگاه گذاشته بودیم که اگه اضافه بار داشتیم از اون استفاده کنیم.خلاصه پیاده به خور دبی رفتیم و کلی قدم زدیم و در راه کشتی های کنار آب رو دیدیم که رستوران بودن و همه آماده پذیرایی انواع غذا بودن.شام به تنها نمایندگی ساندویچ هایدا در دبی رفتیم و 2 تا ساندویچ خوشمزه خریدیمو خوردیم.در راه برگشت به هتل هم 2 تا چایی 1 درهمی خریدیم که واقعا چسبید.شب هم برنامه 90 رو که مربوط به معرفی مایلی کهن به عنوان سرمربی جدید تیم ملی بود رو تا 2 شب نیگاه  کردیم

 روز ششم- سه شنبه 18 فروردین 1388 :

روز آخری بود که در دبی بودیم ، خیلی خوشحال از اینکه در حال رفتن به کشورمان بودیم چون می خواستیم خانواده همان را ببینیم و اینکه ناراحت از اینکه مملکت منظمی همچون امارات را ترک می کنیم و ......... صبح زود صبحانه رو زدیمو البته شب قبل هم کل وسائلامونو جمع کرده بودیم. بعد از اون هم نزد پذیرش هتل رفتیم و پاسپورت هامونو دریافت کردیم و با مینی بوس هتل به صورت رایگان به فرودگاه رفتیم. خدا رو شکر بارمون به حدتصاب هم نرسیده بود وما پس از تحویل بارامون 100 هزار تومان باقی مونده هم خرج کردیم .ساعت 12 ظهر پرواز داشتیم اما تنها پروازی که تاخیر داشت پرواز ما بود که تقریبا یک ساعتو نیم دیرتر به طرف مشهد حرکت کردیم.در بازگشت هم خانواده آرزو یعنی امیر و حامد ومامانشون به استقبال ما اومدن . سفر جالب و جذابی بود و مهمتر اینکه تازه فهمیدیم دنیایی به غیر دنیای درون ایران نیز وجود دارد......راستی از اونجا واسه برادر آرزو یه باکس سیگار وینستون اصل خریدم و واسه دایی آرزو هم یه سی دی اورجینال معین آلبوم طلوعش رو خریدم.