مرخصی زایمانم شروع شد
آرزو :۱ تیر ۱۳۸۹ :
دیروز رفتم دکتر چون جواب ازمایش و سونوگرافی رو بردم واسه تاریخ زایمانم.سونوگرافی اینقدر صورت بچه رو واضح نشون داد که خوده دکتر رضایی مونده بود.با تعجب گذاشته بود رو صفحه مانیتور و همینجور داشت نگاه میکرد که متوجه ورود مریض بعدی نشد.بعدشم عکسشو واسم پرینت گرفت و بهم داد.وای که چقدر همه با این عکس ذوق کردن که رفتیم خونه عزیز دنبال مامان همه به این نتیجه رسیدن که یونس شبیه به امیرحسین برادر من میده.به نظر منم خیلی خوشگل بود خلاصه منو امیدم کلی ذوق کردیم.بعدشم رفتیم دکتر و چون ۱ ماه مونده بود به زایمانم و اداره رفتن واسم سخته خونه نشین شدم تا تاریخ اول دی ماه دیگه صبح ذفتم گواهیمو بردم اداره و خداحافظی از همکارا و یه خرده هم دلم گرفت اما راحت شد تو این هوای گرم.
شنبه ۵ تیر ماه روز مرده منم میخواستم واسه امید شلوار لی بخرم اما با پیشنهاد من امشب رفتم و کادو روز مردو واسش خریدم میگفت ۵۲ تومان اما با تخفیف ۴۵ تومان بیشتر ندادم.دوست داشتم بیشتر از اینا بخرم ولی شرایط طوری نبود که بتونم بهتر از این بخرم.در هر صورت مبارکت باشه.
از دست امید هم یه خرده عصبانی هستم البته با خودم عهد بستم دیگه به نماز خوندن امید اصلا کار نگیرم خودش بهتر میدونه چرا؟؟؟؟؟؟؟و یه خواهش دیگه هم ازش دارم که حساب کتابی نباشه تو زندگی مثلا اگه یه قدم واسه یه نفر از لحاظ مالی بر میداره ۱۰۰ بار نگه چون واقعا من حرص میخورم و اصلا از این اخلاقها خوشم نمیاد.امیدوارم این حرفو به بحث امشب که مربوط به حامد بود ربط نده.به نظر من اگه ادم کاری انجام میده دیگه اصلا نباید بگه اگرم میخواد بعدش یادش بمونه و تقی به توقی خورد بگه بهتره اون کارو انجام نده.این نظر منه. امیدوارم امید هم این اخلاقشو بذاره کنار که واقعا خوشم نمیاد.خواستم بهش بگم گفتم شاید بحثی بینمون پیش بیاد طبق معمول وب رو ترجیح دادم.
امید دوست دارم اگه دوست نداشتم هیچ رفتارت واسم مهم نبود.
