ما همیشه پیروزیم
امید : 4 آذر 1388 :
امشب دلم خیلی گرفته . نمی دونم چرا ؟ یه سری مسائل یه مدتیه خیلی ناراحتم می کنه . نمی خوام بهش بپردازم اما خوشحالم آرزو همیشه در کنارمه و دوستش دارم و تنها کسیه که باعث شده در شهر مشهد احساس قربت نکنم . باور کنید اگه آرزو نبود احساس می کردم حداقلش توی مشهد هیچکس رو ندارم . آرزو به خدا اینجا و همه جا اول به خدا و بعدش به تو فکر می کنم و تکیه کردم . همیشه در کنارم باش. مطمئن باش اگه روزی خدا اون روز نیاره اگه تو توی این شهر نباشی حتی برای یک لحظه با مردم مشهد و از همه مهمتر ایرانی جماعت ( بلانسبت شما دوستان عزیز ) زندگی نمی کردم . امشب برای لحظاتی شاید 1 ساعت و حتی بیشتر دغدغه هایی برایم به وجود اومد و خیلی بهم فشار آورد و منو ناراحت کرد اما بی خیال . جامعه ای کاملا اشباع شده . هر کاری بخوای بکنی و هر هنری بخوای به خرج بدی یکدفعه یکی دیگه میادو اون فکری که داری رو پیاده می کنه . مملکتی که هیچ کس نمی تونه اون چیزاهایی رو که می خواد به راحتی بدست بیاره . درسته هرکاری به آسونی به دست نمیاد اما اینجا اکثر کارها از استخدام بگیر تا.... اصلا بدست نمیاد.چی بگم در این تلاطمی که اکثر ماها مخصوصا جوونها رو داره در خودش از بین می بره من هیچ وقت بازنده نیستم و مطمئنم همیشه پیروزم و برای اهداف بزرگتر پیشروی می کنم . دیگه تنبلی رو میگذارم کنار ، خواب ظهر و ...... رو می ریزم دور و شروع می کنم با یه فکر بهتر جلو میرم . مطمئنم به نتیجه میرسم و همیشه من پیروزم و می خوام که باشم . ما همه می تونیم پروز باشیم توی این گرداب وحشتناک و شما هم همینطور ..... به امید روزی که تموم جوونا یه سرپناه از خودشون داشته باشن و به تموم افکار مثبت و ایده های و آینده زیباشون و در یک کلام اهدافشون برسن. ما هیچ وقت نمی بازیم مگه نه ؟.................زندگی زیباست اما باید شروع ما زیباتر باشه.....
