پنجشنبه 2 مهر 1388

هدیه تولد مامان - پس انداز

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،پس انداز ،

آرزو : 2 مهر 1388 :

امرزو ساعتهای 1 بود كه از اداره اومدم و با توجه به اینكه محل كار ن نزدیكتر از امیده 1 ساعت زودتر از اون رسیدم یعنی امید ساعت 2 رسید. تقریبا 2 روز پیش بود كه با امید تصمیم گرفتیم مامان ر واسه روز تولدش در اواخر مهرماه هستش یه سورپرایز باحال داشته باشیمو ما تصمیم گرفتیم به همراه همسرش یعنی بابام به یه توری كیش باحال بفرستیمشون. امروز ساعتهای 4 بود كه خیلی حول حولكی به آژانس .... رفتیم و تور رو برای هفته آینده به مدت 4 شب و  5 روز رزرو كردیم و هزینه های رو پرداختیم. الانم اتفاقا تموم فامیل خونمون بودن و من هم جلوی همه گفتم و واقهعا مامان خوشحال شد و این خوشحالی تموم خستگی و ناراحتیم رو ازتنم درآورد.مامان واقعا حال كرد و كلی تشكر كه البته وظیفمون بود. بعد از اون هم به دكتر رفتیم و باتوجه به اینكه ساعت 5 وقت من بود و من با امید از ساعت 4:20 اونجا بودیم قرار شد نفر اول برم داخلر مطلب كه دكتر دیر اومد. من تقریبا 6 رفتم داخل و 6:30 اومدم بیرون كه وقتی اومدم بیرون امید اینقدر اعصابش داغون  بود كه نگو و نپرس چون واقعا هم حق داشت آخه گوشی همراش نبود و من هم اصلا به یادش نبودم و به فكر دكتر خودم بودم. خلاصه هنوز هم از دستم ناراحته و الان هم كه دارم می نویسم عصابش داغونه.

راستی الان پس انداز 60000 تومان كوروش رو دادیم.