شنبه 31 مرداد 1388
پست شماره 200 با آرزو
آرزو : 31 مرداد 1388 :
همونطور که صدمین پست با من بود از امید خواستم دویستمین پست هم با من باشه.امروز روز اول ماه رمضون بود و چون عادت نداشتم زیادی بی حال و سردرد بودم.البته از 2.3 روز دیگه سیستم بدن عادت میکنه و امیدوارم خدا توفیق بده که بتونم همشو بگیرم.دیشبم با امید رفتیم حرم خیلی حال داد چون هم خلوت بود هم شب اول ماه رمضون بود هم بعد از 28 روز رفتیم.واقعا ادم وقتی میره حرم خیلی اروم میشه و حسابی فاض میده ساعتای 11:45 بود که با امید رفتیم 2 تا هات داگ خوردیموبرگشتیم خونه.خلاصه اولین سحر و افطارو در کنار امید بودم و امید هم اولین سالی بود که پیش خونوادش نبود.خلاصه همش یاد خونوادش بود
راستی امید یه شرط رو باخته ولی متاسفانه اصلا یادش نیست
بگذریم اقا امید گل که امروز از کسی که میخواستی بگیریشم زیادی حرف زدی و کوپنت پره
