شنبه 28 دی 1387
تصادفی وحشتناك
امید : 28 دیماه 1387 :
داشتم می گفتم با همون سرعت 60 یا 65 تا داشتیم می رفتیمو كمربندها بسته .یهو دیدیم یه یارو با پژو جی ال ایكس با سرعت نسبتا بالا از لاین خودش منحرف شد اینگار كه خوابش برده بود و همین طوری به سمت ما میومد و مارو میگی موندینم .فقط من تونستم از حالت رخ به رخ خارجش كنم وبا گوش سمت شاگرد با سرعت به هم خوردیم و داغون شدیم .من موندم فقط گفتم آرزو چیزیش نشده باشه اصلا به فكر خودم نبودم.فقط می گفتم یكی فكر ماشین داغون بودم و یكی به فكر زینب.
اومدم پایینو رفتم سراغ راننده و فقط فحشو ناسزا ...............
خلاصه آرزو هیچیش نبود وزبونشو فقط گاز گرفته بود و خون می اومد. تماس گرفتیم همه اومدن ( داداش های آرزو ومامانشو عروسشون ) همه می گفتم فقط كمربندا ........
خلاصه یارو آشنای پدر خانم ما در اومد و رئیس فدراسیون .... بود . البته ناگفته نمونه آقا مست بود وهمین باعث انحراف ماشینش شده بود .خلاصه به خیر گذشت . و البته نزدیك 5 نفر ( مادر من و پدر آرزو و...) خواب بد دیده بودن واسمون و واقعا میشه گفت ما رو چشم زده بودن.
ماشیبنو با یدك كش آوردیم در خونه .هركی دید گفت خدا رحم كردو بس.خدایا شكر كه آرزو رو از من نگرفتی و الا كارم تموم بود .
ضمن اینكه دست منم به یه واسطه ای به داد آرزو رسید . مگه نه آرزو ؟
به نام اوكه همیشه با ماست
نمی دونم فقط می تونم بگم خدا رو هزاران مرتبه شكر و شكر وشكر . ساعت 11/30 شب بود كه با آرزو از طرقبه با پراید بر می گشتیم.توی شهر طرقبه بودیم و با هم صحبت می كردیمو موسیقی گوش می دادیم.من همیشه با سرعت بین 100 تا 120 میرم توی شهر و در واقعا خیابونا .اونشب قبل تصادف آرزو زمانی كه من سرعتم زیاد بود برگشتو گفت امید من فقط رانندگی بابامو قبول دارم.منم خیلی بهم برخورد و از همون لحظه گفتم آرزو اگه منبعد بالای 70 تا با تو بیبشتر رفتم مرد نیستم واونم خوشحال شد .ضمن اینكه قبل حادثه از آرزو خواستم كه منبعد كمربند ببنده و در واقع گفتم آرزو راضی نیستم اگه كمربند نبندی حتی اگه من كنارت نبودم.خلاصه اینكه تموم این مسائل به داد ما رسید .داشتم می گفتم با همون سرعت 60 یا 65 تا داشتیم می رفتیمو كمربندها بسته .یهو دیدیم یه یارو با پژو جی ال ایكس با سرعت نسبتا بالا از لاین خودش منحرف شد اینگار كه خوابش برده بود و همین طوری به سمت ما میومد و مارو میگی موندینم .فقط من تونستم از حالت رخ به رخ خارجش كنم وبا گوش سمت شاگرد با سرعت به هم خوردیم و داغون شدیم .من موندم فقط گفتم آرزو چیزیش نشده باشه اصلا به فكر خودم نبودم.فقط می گفتم یكی فكر ماشین داغون بودم و یكی به فكر زینب.
اومدم پایینو رفتم سراغ راننده و فقط فحشو ناسزا ...............
خلاصه آرزو هیچیش نبود وزبونشو فقط گاز گرفته بود و خون می اومد. تماس گرفتیم همه اومدن ( داداش های آرزو ومامانشو عروسشون ) همه می گفتم فقط كمربندا ........
خلاصه یارو آشنای پدر خانم ما در اومد و رئیس فدراسیون .... بود . البته ناگفته نمونه آقا مست بود وهمین باعث انحراف ماشینش شده بود .خلاصه به خیر گذشت . و البته نزدیك 5 نفر ( مادر من و پدر آرزو و...) خواب بد دیده بودن واسمون و واقعا میشه گفت ما رو چشم زده بودن.
ماشیبنو با یدك كش آوردیم در خونه .هركی دید گفت خدا رحم كردو بس.خدایا شكر كه آرزو رو از من نگرفتی و الا كارم تموم بود .
ضمن اینكه دست منم به یه واسطه ای به داد آرزو رسید . مگه نه آرزو ؟
