شنبه 28 دی 1387

بالاخره امتحانات ترم آخر آرزو شروع شد

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،

امید : شنبه 28 دیماه 1387 :

به نام او که عشق را آفرید

امروز شنبه تنها در اداره مشغول به کار هستم .آرزو اینجا نیست و من در فراغ او ...... امروز اولین امتحان آرزو در ترم آخریه که در پیش داره و الانم خونستو داره میخونه .امیدوارم نتیجه عالی ای بگیره والبته مطمئنم که همینطور خواهد شد.دیروز کنکور داشتم . کنکور کاردانی به کارشناسی علمی کاربردی ، بد نبود میشه گفت با تقلبی که کردم بد نبود.امیدوارم قبول شم وانشاالله همینطور خواهد شد.روزگار خوشیه و برای من وآرزو خوش می گذره .امیدوارم همیشه اینگونه خوش باشد و ........

5 شنبه شب هم به همراه آرزو به خونه خواهرم سمیرا رفتیم ، اونم تنها بود چون شوهرش واسه امتحاناش در تهران به سر می برد  . سمیرا 80 ساعتی بود که معصومه خواهر زادمو از شیر گرفته بود و از این بابت خوشحال خوشحال بود و برای من هم خوشایند .2 ساعتی دور هم بودیم و این با هم بودن واقعا لذت بخش برای من وآرزو و....

یاد یه چیزی افتادم اونم اینکه یادمه برای روز عقدمون باید حلقه می خریدیم و به پیشنهاد آرزو قرار بر این شد دو تا حلقه تیتانیوم بگیریم تا مراسم عقد که می بایست حلقه طلا ................. به مغازه ای در هاشمیه رفتیم . داداش آرزو هم بود 2 تا حلقه انتخاب کردیمو با هم دیگه شد 22000 تومان که باچکو چونه 20000 تومان گرفتیم واینقدر شیک و باحالن که به هرکی گفتیم حلقه دست آرزو 1000000 تومانه باورش شد. خلاصه اینم از جریان حلقه من وآرزو ...................