بالاخره حس پست دادن پیدا کردم
آرزو :۲۰ دی ۱۳۸۸ :
خیلی وقته که پست ندادم یعنی حال نداشتم و حس پست دادن نبوده و امید گلم زحمت میکشیده مثل همیشه گزارش کامل رو میداده.دیروز ۳ تا از دوستای دوران دانشگاه و دبیرستان اومدن خونمون از ساعت ۶ بعدازظهر تا ۱۰ شب اونجا بودن خیلی خوب بود و خوش گذشت دیگه منم ساعتای ۴:۳۰ بود که با امید رفتیم بالا و امید گلم کلی زحمت کشیدو کمکم کرد که اگه امید نبود تموم کارام می موند واقعا ازش ممنونم که نمونه بارز یه همسر خوبه.راستی بعد از یه هفته استراحت شنبه رفتم سر کار که واقعا واسم سخت بود و واقعا خسته کننده این روزا اصلا نمیتونم درست و حسابی کار کنم واقعا زود خسته میشم ساعت ۲ هم که برمیگردم انگاری ۲ تا کوه کندم یعنی اینقدر خسته ام هلاک میفتم تا بعدازظهر.امید هم الان رفته خونمون البته رفته کیبورد خریده.قاب کیسو رو عوض کرده و یه LCD سامسونگ خریده.منم طبق معمول پیش مامان هستمو پایین
راستی کوچولو نازمم امروز ۶۷ روزه است.فداش شم که هنوز ندیدمش قد یه دنیا دوسش دارم البته امید نازمو بیشتر از هم دوست دارم.

روزشمار ده روزی که گذشت ( ۹ تا ۱۸ دیماه ۱۳۸۸ )
امید: ۱۸ دیماه ۱۳۸۸ :
باسلام و عذر خواهی از بابت اینکه دیر به حضورتون اومدیم . باور کنید زبان فارسی ویندوزمون خراب شده بود و کلی باهاش ور رفتم و خلاصه امشب تونستم حلش کنم. البته تنبلیمون هم بی تاثیر نبوده و خب هفته شلوغی رو داشتیم . خب قصد دارم تموم اتفاقات این هفته رو که ریز موضوعاتشو در زیر می بینید در همین پست ثبت کنیم :
- سونوگرافی مرحله دوم آرزو جون
- یک هفته مرخصی ارزو جونم
- خرید کامپیوتر PC
- دریافت وام ۵ میلیون تومانی
- سرمایه گذاری ۳ میلیون تومانی + ۱ میلیون تومان
- اومدن مادر از کرمونشاه
- خرید گوشی LG ks660 ( کادوی سالگردمون از طرف آرزو )
- خرید سیم کارت دایمی
- ترکیش فود
خب خدمتتون عارضم که اولا آرزوی عزیزم یک هفته دیگه هم مرخصی گرفت و استراحت ... روز ۱۲ دی بود که سونو رفتیم . ودر واقع بهتره بگم بچمون ۶۵ روزست و خدا رو شکر حالش عالیه . چند روز پیش هم کامپیوتر PC بردار زن رو خریدیم و امروز ۲۰۰ تومان بهش دادم . سیستم خوبیه و رم ۲ گیگ و مادر بورد اینتل دوال کور و گرافیک ۲۵۶ و هارد ۱۶۰ و رایتر و دی وی دی رام و .....امروز ۵ میلیون تومان وام بانک ثامن رو گرفتیم و ۱۵۰۰۰۰۰ تومان قرض کامران رو واسش فرستادم و ۳۰۰۰۰۰۰ تومان هم علاوه بر اون ۱ تومان سرمایه گذاری کردم در ..... چند روز پیش گوشی نوکیا ۵۸۰۰ رو رد کردیم و همین برادر خانم ازمون خرید و باهاش یه گوشی LG KS660 دوسیم کارته خریدیم و آرزو اونو به من هدیه داد بابت سالگرد ازدواجمون که البته اون مال خودشه . نمی دونم گفته بودم یا نه اما یه سیم کارت کار کرده دایمی هم واسه خودم خریدم به ۲۲۰ تومان .مامان عزیزم هم تقریبا ۵ روزه که در مشهده و چندین بار با خواهرمینا و مامان بیرون رفتیم و امروز رستوران ارم شاندیز مهمون سمیرا و داماد و ۳ شب پیش هم ترکیش فود مهمون من و آرزو که واقعا خوش گذشت و عالی بود. خودمونیم عجب غذاهایی داره این ترکیش فود از پیتزاش بگیر تا اسکندر کباب و الینازیک و لهاجمون ( نون و گوشت ) . بنده خدا مامان فشارش بالا بود و کلی دکتر رفت و در نهایت همه گفتن باید رژیم بگیره .الحمدالله الان خوبه و فردا هم عازم کرمونشاست .
تشکر از دوستان
امید : ۹ دیماه ۱۳۸۸ :
الان تقریبا ساعت ۱:۳۰ شبه و خب اومدمو نظرات رو تایید کردم . از تمامی دوستانی که عاشقانه و دوستانه به ما تبریک گفتن واقعا متشکرم و دوستشون دارم . جا داره اسامی اونها رو هم قید کنه . فریبا . راحله . مهتاب . سمیه و ..... ازهمتون متشکرم . آرزو هم از شما تشکر می کنه . واقعا حال نداره و به زودی خودش در خدمتتونه ... راستی راحله عزیز رستوران ترکیش فود هم سه راه هنرستان نرسیده به میدون اول سمت چپ تابلوش اون رو نشون میده . ما که هنوز قسمت نشد بریم همونطور که گفتم . شما رفتی واسه ما هم تعریف کن و از غذاهاش بگو ...
اولین سالگرد ازدواجمان مبارک
امید : ۷ دیماه ۱۳۸۸ :
یکسال پیش همین موقع ها بود که دیگه از رستوران برگشته بودیم و خسته و هلاک از مراسم امروز یعنی آزمایشگاه و محضر و خونه و در نهایت رستوران .... یادش بخیر چقدر زود گذشت و خب خوش گذشت . البته من هدیه سالگردمون رو همونطور که گفتم لباس بارداری از کرمونشاه واسه آرزو گرفتم و مامانینا هم که یه پانچو. زحمت کشیدن دادن .امشب هم می خواستیم با ارزو بریم یه رستوران ترکیش فود که غذاهای ترکی داره و توی هنرستانه اما پدر خانم و مادر خانم گفتن ما هم میایم .اول رفتیم سنت سرای پارسیان و یه قلیون جدید دیدیم و کشیدیم. آره قلیون پرتغال طبیعب که بعدن واستون عکسشو می ذارم . خود پرتغال به جای سفال سر قلیون و تنباکوش بود و ذغال هم روش بود و با مزه طبیعی و خلاصه حرف نداشت.بعدش هم می خواستیم بریم همون ترکیش فود که گفتم و خب متاسفانه پدر خانم گفت فردا و هرچی گفتیم هی گفت فردا .و همش می گفتیم بابا بذار ما بریم برات میاریم واشو کرده بود تویه کفشو ... خلاصه الان شکم گرسنه و عصبانی دارم این مطالب رو تایپ می کنم . الان هم خونه خودمون هستیم و دوباره به طبقه بالا یعنی خونه خودمون نقل مکان کردیم چون آرزو بهتره وخوبه . گرسنمه بیشتر از این نمی نویسم .
آرزوی عزیزم سالگرد ازدواجمون رو بهت تبریک میگم و دوستت دارم

اولین سالگرد راه اندازی وبسایت ۸۷۱۰۰۷
امید : ۷ دیماه ۱۳۸۸ :
سلام می کنم به تموم دوستان عزیزمون . قبل از هر چیز مجددا عاشورای حسینی رو تسلیت میگم و خب حوادث روز گذشته تهران رو که به نوعی توهین به حق مردم و از همه مهمتر فرهنگ عاشوراست رو به نوبه خود محکوم وابراز ناراحتی خودمو از این طریق اعلام میکنم.خب بریم سر اصل مطلب اولین سالگرد تاسیس وبسایت ۸۷۱۰۰۷ روز شمار یک زوج خوشبخت یعنی من و آرزو رو به خودمون و همه همراهانمون مخصوصا راحله - مجتبی - سمیه - علی هیتلر و تموم افرادی که الان اسمشون توی ذهنم نیست تبریک میگم. امیدوارم تا بدین لحظه گامی موثر در استحکام پایه های ازدواج و زندگی زناشویی برداشته باشیم. همسر گلم مجددا تبریک ویژه من رو پذیرا باش عزیزم .امیدوارم تا پابان عمرمون این وبسایت به روز بشه و با همکاری هم بزرگترین و پر مطالب ترین وبسایت رو فراهم سازیم.
راستی یادم رفت آمار وبسایت رو تا الان بدم . خب تا همین امروز که در خدمتتون هستم بیش از ۱۴۵ نفر در نظر سنجی ما شرکت کردن و تقریبا ۵۴۵۰۰ نفر بازدیدکننده یکساله ما هستن . امیدوارم بر این تعداد همراهانمون روز به روز اضافه بشن .

عاشورا و تاسوعا
امید : ۴ دیماه ۱۳۸۸ :
امشب شب تاسوعات و عاشورا نیز در راه است . این شب ها رو به همه دوستان تسلیت میگم و امیدوارم همیشه به یاد حسین و یارانش باشیم و نه همین چند شب. امشب دایی نور از تهران مهمون ماست و ما دور هم هستیم و خب قلیون حاجاقا و دایی به راهه .

